ناصر الدين شاه قاجار
29
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى )
« اول امرى كه شاه صادر نمود گرفتن حاجى مبارك و رساندن حكيم به يحيى خان بود ، سپس تحقيقات مقدماتى را چه از پاشا خان و چه از سايرين تكميل كرده ، امر به احضار كاكا داد . حاجى مبارك را به حضور آوردند ، گرفتارى اثر نوشابه را از سرش برده بود ، همينكه وارد محوطه شد ، دويد و خود را به پاى شاه انداخت ، ما اسم ديگرى براى حاجى مبارك نمىدانستيم ، ولى او پاهاى شاه را مىبوسيد و مىگفت « قربان من صديف توام ! مرا تصدق كن ! » شاه او را از خود دور و استنطاق را شروع كرد . حاجى مبارك چون عقلش به كلهاش برگشته بود ، مىخواست وانمود كند كه شروع به پرخاش از طرف يحيى خان بوده است كه با مواجهه با حاضرين مجلس ، خلاف گفتهء او ثابت و مسالمت يحيى خان مسلم گشت . شاه امر به اعدام او داد ، فراشباشى ايستاده بود و مامورين غضب او هم پشت تجيرها بودند ، به اشارهء فراشباشى به فاصلهء چند دقيقه سر كاكا در جلو شاه بر زمين افتاد ، شاه بدون اينكه ديگر با هيچكس حرفى بزند راه اندرون را پيشگرفت ، در حالىكه من شمعدانم را در جلو او مىكشيدم » . فردا صبح كه اردو از حوض سلطان به پل دلاك رفت ، يك قبر در كنار اردو و دو تا سگ بر سر اين قبر باقى ماند كه اهالى اردو آنچه كردند سگها را از سر قبر جدا كنند و همراه ببرند ، ميسرشان نشد . اين قبر مال حاجى مبارك و اين سگها هم سگهاى شكارى او بودند . مىگويند تا چندين روز بعد هم سگها از سر قبر او جدا نشده بودهاند . امروز حوض سلطان وجود ندارد و درياچهء قم اين منزلگاه و مقدارى از راه بالا و پايين آن را فراگرفته است . در شصت سال قبل امين السلطان راه جديدى به دست آقا باقر سعد السلطنه يكى از منسوبان خود ساخت و حسنآباد را بهجاى كنارگرد و علىآباد را بهجاى حوض سلطان و منظريه را بهجاى پل دلاكآباد كرد و قنوات و كاروانسراها و عماراتى در آنها احداث نمود . ولى چون اين راه از راه سابق دو سه فرسخ دور تر بود ، چهاروادارها دست از راه قديم نمىكشيدند و راه جديد با ارابه روى و راحت و رفاهى كه پيدا كرده بود ، دائر نمىشد . سابقا براى اينكه رودخانهء شور حوض سلطان را زير نگيرد ، سدى در نقطهاى از مجراى آن ساخته بودند ، ولى در اين وقت كه وجود حوض